X
تبلیغات
سرپیچ

12 قدم تا موفقیت در همه مراحل زندگی





همه چیز به طرز تفکر شما بستگی دارد


ما در مسیر زندگی هر روز با چالش‌های زیادی روبه‌رو می‌شویم و روش برخورد ما با این چالش‌هاست که باعث می‌شود کسی باشیم که امروز هستیم—اینکه موفق باشیم یا نه. در این مقاله 12 قدم برای رسیدن به موفقیت در همه ابعاد زندگی را به شما معرفی می‌کنیم و در کنار آن سوالاتی از شما می‌‌پرسیم که امیدواریم صادقانه به آن پاسخ دهید زیرا با صداقت است که می‌توانید راهتان را به سوی موفقیت واقعی پیدا کنید.

همه ما با ارزش‌های متفاوتی بزرگ شده‌ایم و بخاطر این ارزش‌ها که بر انتخاب‌هایی که هر روز داریم اثر می‌گذارد، عادات متفاوتی پیدا کرده‌ایم. تاثیرات دوران کودکی و نوجوانی ما بخش عظیمی از زندگی امروز ما را تعیین می‌کند.

سطح درآمد امروز شما مستقیماً با پنج فردی که از همه به شما نزدیکتر هستند و تاثیری مستقیم بر شما دارند مرتبط است، همینطور میزان اعتمادبه‌نفس شما.

در زیر 12 نکته‌ای را بیان می‌کنیم که باور داریم موفقیت را در همه عرصه‌های زندگی شما ایجاد می‌کند، البته به شرطی که به اندازه کافی صادق و فعال باشید و تغییراتی که بعد از خواندن این مقاله به آن می‌‌رسید را در خود ایجاد کنید. بد نیست که چند ورق کاغذ و خودکار کنار دست خود داشته باشید تا پاسخ‌هایتان را روی آن بنویسید.

1. چرا می‌خواهید موفق باشید؟ در این قسمت باید کاملاً دقیق باشید. منظورمان پاسخ‌های عمومی و کلی مثل بیرون آمدن از بدهی‌ها، داشتن زمان بیشتر با خانواده، به دست آوردن پول بیشتر، بالا بردن کیفیت زندگی خود نیست. باید برای این سوال پاسخی دقیق داشته باشید زیرا همین است که شما را ساعت 5 صبح از رختخواب بلند کرده و باعث می شود شب‌ها تا دیرقت بیدار بمانید، همین است که به شما هیجان می‌دهد و باعث می‌شود تلاش و تمرکز بیشتری داشته باشید. 

2. لیستی 5 نفره از مهمترین افراد زندگیتان تهیه کنید، آنهایی که تاثیری مستقیم بر طرز فکر شما دارند (بچه‌ها به حساب نمی‌آیند). آیا این افراد زندگی دارند که دوست دارید داشته باشید؟ آیا دوست دارید درآمد سالانه‌ای همانند آنها داشته باشید؟ آیا ارزش‌های یکسانی با آنها دارید؟ آنها سهمی در زندگی شما دارند یا از زندگیتان دور هستند؟

3. اهدافتان برای هفته آینده، 30 روز آینده، 60 روز آینده، 90 روز آینده، یک سال آینده و 5 سال آینده را یادداشت کنید. اهدافتان باید همه عرصه‌‌های زندگیتان را شامل شود، مثل درآمد، روابط، کار/حرفه/پیشه، سبک زندگی، سرگرمی‌ها، استراحت، مسافرت، و از این قبیل. نباید چیزی را نادیده بگیرید، این خیلی مهم است، تا جایی که می‌توانید دقیق و جزئی‌نگر باشید. وضعیت و موقعیت کنونیتان را فراموش کنید، اینکه در چه کاری هستید یا میزان درآمدتان چقدر است. فکر کنید همه پولی که لازم دارید را در اختیار دارید، حالا زندگی که دوست دارید را طرح کنید. چقدر به چنین زندگی نزدیک هستید؟ برای امکان ‌پذیر کردن چنین زندگی به چه چیزی نیاز دارید؟

4. هر روز 30-15 دقیقه را برای تجسم اهدافتان کنار بگذارید. یکی از بهترین عادات بیشتر زنان و مردان موفق جهان تجسم‌فکری است. باید هر روز زمانی را به خالی کردن ذهنتان از مشغله‌های فکری و متمرکز شدن روی چیزهایی که در زندگی می خواهید اختصاص دهید. خودتان را طوری تجسم کنید که انگار به آنچه می‌خواهید رسیده‌اید. بخاطر زندگی که دارید و افرادیکه در آن هستند، خدا را شکر کنید. چه احساسی دارید؟

5. در مقیاس 1 تا 10، خودتان را از نظر سلامت ارزیابی کنید (1 ضعیف‌ترین وضعیت سلامت و 10 سلامت ایدآل). یکی از راه‌ها برای داشتن سلامت ایدآل، انرژی خوب، ذهن متمرکز و طول‌عمر این است که از موادغذایی طبیعی در رژیم‌غذایی خود استفاده کنید. غذاهای فراورده‌ای، پرقند و چرب و استفاده نبردن از همه انواع موادغذایی موجب زوال سلامتی شما خواهد شد. بدن ما از 70% آب تشکیل شده است. آیا در روز حداقل 8 لیوان آب می‌نوشید تا آنچه استفاده کرده و از دست می‌دهید را جایگزین کنید؟ کدام عاداتتان باعث تقویت سلامتیتان و کدام عاداتتان موجب تخریب آن می‌شود؟

6. در مقیاس 1 تا 10، وضعیت تناسب‌اندامتان را ارزیابی کنید (1 ضعیف‌ترین وضعیت تناسب‌اندام و 10 تناسب‌اندام ایدآل). اینکه چهار مرتبه در هفته به مدت 30 دقیقه یک نوع ورزش و فعالیت فیزیکی انجام دهید موجب سالم و متناسب نگه داشتن بدن شما خواهد شد (بعد از اینکه اضافه وزنتان را از بین برده یا کمبود وزنتان را جبران کردید). ورزش منظم برای گردش خون، انتقال اکسیژن در خون، حفظ بافت عضلانی، سالم ماندن اندام‌های بدن و عملکرد مغزی و طول‌عمر ضروری است. اضافه وزن یا کمبود وزن دارید؟ اندام ایدآل شما چه فرم و شکلی دارد؟ چقدر به چنین اندامی نزدیک هستید؟ برای اینکه بدنتان را به آن اندام ایدآل نزدیک کنید چه کاری می‌توانید امروز انجام دهید؟

7. لیستی از 10 چیزی که در خودتان دوست دارید تهیه کنید. حالا لیستی از 10 ویژگی از خودتان که تصور می‌کنید موجب عقب نگه داشتن شما در زندگی می‌شود مثل تنبلی، غرور بیجا، نداشتن حس مسئولیت‌پذیری، نداشتن تمرکز، مدیریت زمانی ضعیف، تهیه کنید. این ویژگی چطور به شما برای رسیدن به یک زندگی بهتر کمک می‌کنند؟ چطور موجب عقب نگه داشتن شما می‌شوند؟ برای تبدیل این خصوصیات منفی به مثبت چه می‌توانید بکنید؟ برای تبدیل ویژگی‌های منفی خود به مثبت به خودتان قول دهید. دقت کنید که بخاطر داشتن چنین خصوصیاتی خودتان را سرزنش نکنید اما نقش آنها را در زندگیتان ارزیابی کرده و برای تغییر آنها تلاش کنید.

8. هر روز از نظر ذهنی روی خودتان کار کنید. بزرگترین دشمن شما، ذهنتان است. معمولاً به هر چه که فکر کنید، اتفاق می‌افتد، ازاینرو عاقلانه است که ذهنتان را با افکار مثبت و اعتمادبه‌نفس پر کنید. هرچه فراوانی و رزق بیشتری در زندگیتان داشته باشید، باز هم مقدار بیشتری از آن را به سمت خود جذب می‌کنید اما اگر ذهنتان مملو از نداشته‌ها و کمبودها باشد می‌توانید حدس بزنید که چه چیزی انتظارتان را خواهد کشید. ثابت شده است که قانون جذب یکی از مهمترین کلیدهای دستیابی به ثروت در همه عرصه‌های زندگی می‌باشد. پس در آن استاد شوید! اعتمادبه‌نفس زمانی می‌آید که برای خودتان و دیگران ارزشمند شوید. این ارزش با تبدیل شدن به بهترین حالتی که می‌توانید باشید به دست می‌آید. دانش ابزاری است که قدرت لازم برای تبدیل شدن به آنچه می‌خواهید در زندگی را به شما می‌دهد. می‌دانید در ذهنتان چه گفتگویی در جریان است؟ هر روز چه پیام‌هایی به خودتان می‌رسانید؟ منفی هستند یا مثبت؟

9. یک دفترچه روزانه داشته باشید. وقتی نتوانید برنامه داشته باشید، برنامه‌تان شکست خواهد بود. همه ما 24 ساعت در شبانه‌روز داریم. تفاوت افراد موفق و غیرموفق این است که افراد موفق می‌دانند چطور از زمانشان به بهترین شکل استفاده کنند. سعی کنید اول روی فعالیت‌های درآمدزا تمرکز کنید و بقیه تعهداتتان را حول آن قرار دهید. شناسایی فعالیت‌هایی که در آن خوب هستید و خوب نیستید هم می‌تواند مفید باشد. همه چیز را در دفترچه روزانه‌تان یادداشت کنید مثل ساعت خواب، صبحانه، ورزش، زمان مخصوص خانواده، قرارهای ملاقات، زمان کار، زمان درس، زمان تماشای تلویزیون، و از این قبیل. با بررسی و دنبال کردن همه کارهایی که انجام می‌دهید می‌توانید بفهمید که کجاها وقت تلف می‌کنید. بعد می‌توانید دوباره روی برنامه‌تان کار کنید. آیا زمان‌هایی هست که بتوانید کار مفیدتری در آن انجام دهید؟ آیا انجام کاری در ساعت دیگری از روز می‌تواند کمک کند؟ آیا زودتر بیدار شدن از خواب یا دیرتر خوابیدن در شب مفید است؟ بهترین زمان کارایی شما چه زمان است؟

10. به مدت یک هفته هر چیزی که برای آن پول خرج می‌کنید را بررسی کنید، چه به صورت نقدی، چکی، اعتباری، سودی ... وقت آن رسیده که بفهمید واقعاً پولتان کجا می‌رود. همه صورتحساب‌ها و فیش‌هایتان را نگه دارید. عادات خرج کردنتان را یادداشت کنید. بیشتر پولتان را کجا خرج می‌کنید؟ چقدر در ماه بابت بدهی‌ها یا قسط‌ها پرداخت می‌کنید؟ آیا بیشتر از آن مقداری که باید را برای چیزی خرج می‌کنید یا برای چیز دیگری به اندازه کافی پول اختصاص نمی‌دهید؟

11. برای خودتان الگو در نظر بگیرید. نام 5 نفری که برای موفقیتشان همیشه آنها را تحسین می‌کنید را یادداشت کنید، حال موفقیتشان در هر زمینه‌ای که باشد. لازم نیست این افراد یا گروه‌ها را از نزدیک بشناسید یا حتی زنده باشند. با خودتان متعهد شوید که با این افراد قرار بگذارید (اگر آنها را از نزدیک می‌شناسید) تا بتوانید درمورد رازهای موفقیتشان از آنها سوال کنید. برای آنهایی که از نزدیک با آنها آشنایی ندارید می‌توانید در اینترنت یا کتاب‌ها تحقیق کنید. می‌توانید از این افراد برای حساب کردن بیشتر روی خودتان استفاده کنید، از اشتباهات آنها درس بگیرید، از آنها توصیه و پیشنهاد بخواهید و خودتان را با آنهایی که در راهی مشابه شما هستند مطابق کنید. هیچ وقت دست از یاد گرفتن برندارید. ما در جهانی زندگی می کنیم که مدام در حال تغییر است. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کسی ممکن است مرتکب شود این است که فکر کند می‌تواند به تنهایی موفق شود.

12. هیچوقت‌، هیچوقت، هیچوقت دست نکشید! پشتکار رمز کار است. ممکن است روزهایی به هر دلیل دوست داشته باشید که از تلاش دست بکشید. اسیر آن نشوید! اگر با خودتان صادق باشید و همه مراحلی که در بالا ذکر شد را تمرین کنید، مطمئن باشید که موفق خواهید شد!
+ نوشته شده در Sat 25 Feb 2012ساعت 4:58 PM توسط mania |

به اطلاع مي رساند لينك هاي مفيد و مرتبط به رشته از قرار زير است:

http://sarpich.blogfa.com

http://cplan.blogfa.com

نوشته های پیشین
1
2
3
4
5
6
7
+ نوشته شده در Sat 25 Feb 2012ساعت 0:35 AM توسط mania |

من موفقم چرا كه..

زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و وقتى تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم. این ۳ جمله اثر زیادى روى من گذاشت. سعى کردم در تجارتم به این ۳ جمله متعهد باشم. اینها در تجارت خیلى مهم است. چون تجارت بى‌رحم است. تجارت در محیط رقابت بى‌رحم است. این شعار هم است: اگر مى‌خواهى رقابت کنى باید با چشم بسته بى‌رحمى کنی. مى‌شود البته با رافت و مهربانى کار کنى اما آنجا که مى‌خواهى رقابت کنى نه رافت کاربرد دارد و نه مهربانى باید بى‌رحم باشى..

من در تجارت به ۳ اصل سخت و سفت پایبند هستم: کیفیت، رقابت، خوش‌قولى، وقتى تعهد مى‌کردم براى فروش یک جنس، اگر بعد از فروش قیمت ترقى مى‌‌کرد، معامله را به هم نمى‌زدم. اما خیلى از همکاران این کار را مى‌کنند یا از کیفیت مى‌زنند تا ضرر نکنند. نیویورک به خاطر همین ۳ اصل در دستان من بود. این رموز موفقیت من است. هر جاى دنیا زیره مى‌خواستند ۴۸ ساعت بعد من بالاى سرشان بودم و بعد هم به خاطر کیفیت دیگر ما را رها نمى‌کردند. بیشترین معاملاتم با تلفن است، تلفنى مى‌فروشم و آن وقت به بچه‌هایم که در این ساختمان خودم کار مى‌کنند مى‌گویم قراردادش را ببندند...

یک بار لس‌آنجلس بودم، نیمه‌شب و خواب‌آلود تاجرى از آلمان به من زنگ زد و ۲۰۰ تن پسته خرید. خواب‌آلود بودم و فروختم. صبح بیدار شدم و دیدم قیمت پسته ۵۰ هزار دلار فرق کرده است. اما نمى‌توانستم پسته فروخته شده را ندهم. صبح به آلمان پرواز کردم و به دفترش رفتم و گفتم من به تو پسته فروختم و حالا مى‌خواهم پسته بخرم. ۱۰۰ هزاردلار به او دادم و قرارداد تلفنى را کنسل کردم. یک هفته بعدش را در هامبورگ ماندم. دوباره سراغش رفتم و گفتم حالا آن پسته را باز مى‌فروشم و او با ۲۰۰هزار دلار تفاوت همان بار پسته را از من خرید و علاوه بر این که ضررم را جبران کردم ۱۰۰ هزار دلار هم سود کردم! این خوش‌قولى ‌اصل تجارت است. براحتى مى‌توانستم بگویم خواب بودم، فروختم. خب! قرارداد و امضایى که نداریم.

اما شهرت من در این است:‌ فروختى مال اوست، خریدى مال توست. من در تجارت خارجى اصول خودم را دارم. قبل از هر ملاقات درباره ویژگى‌هاى آن شهر یا علاقه‌مندى مالى طرف تجارى‌ام مطالعه مى‌کنم و واقعا عمیق مطالعه مى‌کنم و وقت مى‌گذارم و آن‌گاه این کاردر نتیجه ملاقات تجارى‌ام تاثیر مى‌گذارد و خوب هم تاثیر مى‌گذارد. من از هیچ و صفر به همه چیز رسیدم و الان که به عقب‌ نگاه مى‌کنم مى‌بینم تلاش، توکل به خدا، درستکارى و مطالعه به من کمک کرد موفقیت امروز را داشته باشم...
+ نوشته شده در Fri 24 Feb 2012ساعت 11:32 PM توسط mania |

+ نوشته شده در Sat 10 Dec 2011ساعت 0:12 AM توسط mania |


+ نوشته شده در Sun 13 Nov 2011ساعت 12:19 PM توسط mania |


+ نوشته شده در Wed 9 Nov 2011ساعت 12:41 PM توسط mania |

مقالات مرتبط با مدیریت امور فرهنگی را از اینجا بخواهید


مقالات مرتبط با مدیریت امور فرهنگی را از اینجا بخواهید

همگی سالم هستیم والبته در کنار هم ...

پس دیگر چیزی مهم نیست . بیایید تا از این معجزه  لذت ببریم.

معجزه با هم بودن



مقالات مرتبط با مدیریت امور فرهنگی را از اینجا بخواهید


+ نوشته شده در Thu 3 Nov 2011ساعت 11:30 PM توسط mania |

مقالات مرتبط با مدیریت امور فرهنگی را از اینجا بخواهید


+ نوشته شده در Wed 2 Nov 2011ساعت 10:2 PM توسط mania |

Success Strategies
کتابخانه
فرهنگ
learning English
Jobs and employment for Iranian professionals
مـدیـریت فـرهنـگی
سرپیچ تفرش
Idioms

سر پیچ مدیریت فرهنگی مواظب باشیم بهتر است از اینکه ....



+ نوشته شده در Wed 2 Nov 2011ساعت 9:33 PM توسط mania |


مبانی رفتار بازیگران بزرگ

دکتر حسین دهشیار

بازیگران در صحنه جهانی در چارچوب هایی که برای خود ترسیم نموده اند دست به اقدام می زنند. سوالی که مداوماً مطرح می شود این نکته است که اساس و مبنای شکل دادن رفتارها در این چارچوب ها چیست؟ نظرات و تفکرات متفاوتی در رابطه با چگونگی شکل گرفتن رفتارها بوسیله بازیگران در صحنه جهانی وجود دارد. البته توجه بیشتر معطوف به بازیگران بزرگ و کشورهای برتر نظام بین المللی است چرا که آنان نافذترین و تأثیرگذارترین بازیگران در جهت دادن و مدیریت پدیده ها هستند .

-------------

بازیگران در صحنه جهانی در چارچوب هایی که برای خود ترسیم نموده اند دست به اقدام می زنند. سوالی که مداوماً مطرح می شود این نکته است که اساس و مبنای شکل دادن رفتارها در این چارچوب ها چیست؟ نظرات و تفکرات متفاوتی در رابطه با چگونگی شکل گرفتن رفتارها بوسیله بازیگران در صحنه جهانی وجود دارد. البته توجه بیشتر معطوف به بازیگران بزرگ و کشورهای برتر نظام بین المللی است چرا که آنان نافذترین و تأثیرگذارترین بازیگران در جهت دادن و مدیریت پدیده ها هستند . محققاً آنان در بسیاری از مواقع هیچ نقشی در حیات دادن به پدیده ها و حوادث ندارند اما ضرورتاً تأثیر بسیار فزاینده و انکار ناپذیر در شکل دادن به پیامدهای غایی پدیده ها را دارا هستند. برای بعضی این اعتقاد وجود دارد که بازیگران بزرگ رفتارشان از پیش مشخص شده می باشد. اینان خود محور هستند و از قبل معین  است که در چه راستایی حرکت می کنند.

رفتارها بر اساس یک مجموعه از عوامل ثابت حیات می یابند. مهم نیست در چه دوره تاریخی هستیم و مهم نیست چه افرادی در مصدر کار هستند آنان در یک چارچوب مشخص رفتار می کنند. خواست رهبران این کشورها نقش بسیار حاشیه ای در هویت دادن به رفتار بازیگران دارد. مجموعه ای از عوامل خرد و کلان هستند که جهت دهنده رفتارها هستند. مهم نیست که در مورد چه بازیگری و یا کشوری صحبت می کنیم می توان انتظار رفتار معین و مشخصی را با توجه به جایگاه ، موقعیت و ظرفیت های بازیگر داشت. محدودیت ها و امکانات برخاسته از الزاماتی هستند که از پیش مشخص شده هستند و فرا سوی خاص رهبران می باشند.

گروهی دیگر نیز بر این اعتقاد هستند که بازیگران بزرگ در چارچوب " متنی" به رفتارهای خود شکل می دهند. این بدان معناست که رفتارها برخاسته از متن تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می باشد که بازیگر در آن قرار دارد.

رفتار دارای ماهیت اجتماعی است و در نتیجه به شدت متأثر از شرایط و روندها می باشد. نمی توان از یک مجموعه عوامل و عناصر ثابت صحبت کرد که رفتارها را قوام می دهند. رفتار یک تولید اجتماعی است. بازیگران بزرگ به گونه ای رفتار می کنند که بازتاب هویت شکل گرفته آنان است و به همین روی است که تعریف متفاوت از منافع ملی شکل می گیرد و به همین دلیل با جابجایی تصمیم گیرندگان شاهد تغییر و تحول می شویم. تصمیم گیرندگان با توجه به هویت خود به تعریف پدیده ها و فهم موضوعات اقدام می کنند. درک آنان از محیط پیرامون است که به رفتار آنها هویت می دهد. پس اگر محیط در ابعاد متفاوت آن دچار دگرگونی شود مشخص است که هویت تصمیم گیرنده عوض شود و به تبع آن رفتار دچار تحول و دگرگونی خواهد شد . گروهی دیگر نیز بر این اعتقاد هستند که عضویت در نهادها و سازمانها است که نقش تعیین کننده در رفتار بازیگران بزرگ ایفا می کنند. حضور در هر ساختار به ضرورت الزامات خاص خود و پذیرش ارزش های خاصی را موجب می شود. این بدان معناست که بازیگران باید با توجه به رویدادها، اصول و ارزش های نهادهایی که عضو آن هستند به رفتارهای خود شکل بدهند. البته بیشترین اثرات از حضور در این ساختارها در جهت دادن به رفتارها ناشی می شود. آنچه در اینجا مطرح است این که گروهی منافع بازیگران را از پیش تعیین شده، تفکری دیگر منافع را تولید اجتماعی و نگرشی دیگر منافع را بازتاب عملکرد نهادها و سازمانهایی می دانند که بازیگران در آن عضو هستند. در چارچوب این منافع است که رفتارها شکل می گیرد. آنچه مهم است این واقعیت می باشد که تمامی این نظرات از وجاهت تئوریک برخوردار هستند و تجلی گر بخشی از حقیقت موضوع هستند. اما آنچه روشن است این که بعضی از منافع باید ثابت متصور شوند از جمله نیاز به بقاء و دستیابی به امنیت بدون توجه به اینکه ساختار حکومتی به چه شکلی باشد باید ثابت و تغییر ناپذیر تصویر شود. اما تعریفی که از امنیت و بقاء می شود دارای هویت اجتماعی است که این هم محققاً انکار ناپذیر است.

در عین حال پذیرفتنی است که بازیگران در شکل دادن به منافع و تعریف آن به ضرورت می بایستی به ارزش ها و رویه های مطلوب نظر نهادها و ساختارهایی که عضو آن هستند توجه کنند. با توجه به این نکات است که متوجه می شویم که رفتار بازیگران بزرگ برخاسته از تلفیق هر سه این دیدگاهها است. اما آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که در رابطه با هر بازیگری یکی از سه جنبه از پررنگی و اولویت فزونتر برخوردار است.

+ نوشته شده در Sun 30 Oct 2011ساعت 2:1 PM توسط mania |